تئاتر قاضی؛ روایتی هنرمندانه و مبتنی بر واقعیت درباره یک پرونده جنایی

✍️ نسیم ساحل دسامبر 17, 2025 ساعت 21:51 • ⏱ 6 ماه پیش

چرا اجرای نمایش «قاضی» اتفاق مهمی است؟

خشونت و به ویژه خشونت جنسی علیه زنان، در زمره ی شایع‌ترین اشکال نقض حقوق بشر است. بدون تردید، این پدیده که در اغلب اوقات، مردان مرتکب آن می‌شوند، یکی از چالش‌های عمده ی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پیش روی جوامع، به شمار می‌رود. افزایش وقوع خشونت جنسی و تنوع آن، از یک طرف و وجود موانع و مشکلات اساسی در مسیر احقاق حقوق زنان بزه‌دیده از جانب دیگر، نظام حقوقی کشورها را بر آن داشته است که برای رویارویی با این روند صعودی و در راستای کاهش آن، عکس العمل‌های گوناگونی از خود بروز دهند؛ نمایش «قاضی» یک اثر فرهنگی و هنری آگاهی بخش برای جامعه زنان در راستای مبارزه با جرایم جنسی است. انتخاب موضوع از جانب نویسنده و کارگردان کاملاً هوشمندانه و متناسب با موضوع روز جامعه و مسیر اجرا در راستای هدف نمایشنامه می باشد.

پیرنگ:

نمایش «قاضی» روایت شکایت خانم “ایکس” علیه آقای “ای” هست. خانم “ایکس” و آقای “ای” یک زوج هستند که خانم “ایکس” شاکی همسرش به عنوان یک متجاوز جنسی در دادگاه است. دو طرف دعوا با کمک وکلایشان با اصرار و استدلال در طول نمایش می کوشند گناهکاری طرف مقابل و بی گناهی خود را اثبات کنند.

نویسنده و کارگردان تلاش داشته‌اند با روایت گام به گام پرونده و گشایش ابعاد آن در طول اجرا، تماشاگر را با لایه های پنهان حقیقت آشنا کرده و مخاطب را با قضاوت‌هایش درباره شخصیت‌ها درگیر ماجرا کند. انتهای نمایش تبدیل به یک اثر نمایشی تعاملی می شود، تماشاگران با برگه های آرایی که ابتدای نمایش به آنها داده شده است، به جای قاضی -در کسوت هیئت منصفه- باید رأی نهایی را صادر کنند.

این اثر با حضور گروهی جوان و تولید آموزشگاه هنرهای نمایشی هزار و یک شب به روی صحنه می رود. ضرب آهنگ پرتنش، دیالوگ‌های ضربدری و پشت سرهم، تعلیق داستان و قابلیت‌های بازی بازیگران در ارائه ی بازی منسجم و یکدست از جمله عوامل حفظ انسجام نمایش «قاضی» در طول اجرا محسوب می‌شوند.

صحنه آرایی:

طراح صحنه معماری رئالیستی دادگاه، شامل میز بزرگ چوبی محکمه در وسط بود، که با چهار صندلی چوبی در دو طرف به عنوان جایگاه بازیگران و یک چهارپایه در وسط به عنوان جایگاه متهم به عنوان آکسوسوار صحنه تکمیل می شد. عناصر صحنه تا پایان اجرا ثابت بوده و میزانسن ها بر پایه حرکات و رفتار بازیگران در یک فضای رئالیستی تعریف شده بود. این ایستایی با رنگ قهوه‌ای چوب به حس ترس حاکم بر فضا کمک کرده بود. استفاده از امکانات صحنه به جا و در خدمت کار بود که به میزان زیادی این طراحی با نورپردازی حساب شده و موجز نورهای موضعی در طول صحنه، تکمیل می شد. جا داشت طراح نور برای جایگاه مخاطب به عنوان بازیگران تعاملی اثر، چیدمان نور ویژه ای در نظر می گرفت تا برای مخاطب باورپذیرتر و ایده کارگردانی بهتر دیده شود. تنها نقطه آزار دهنده صحنه، لیوان کاغذی قاضی بود. افتادن کله چکش قاضی چه اتفاقی باشد چه حساب شده، نقطه عطف میزانسنی بود بر تزلزل جایگاه قاضی و ناتوانی اش در قضاوت صحیح. براستی مقصر نهایی که بود؟

نظر به ایده اجرایی بخش تعاملی کار، جایگاه تماشگران نیز به عنوان بخشی از صحنه و تماشاگران هیئت منصفه و به عنوان بخشی از بازیگران کار محسوب می شدند که به نوعی به اثری تبدیل شده بود که جز عوامل فنی، تماشاگری به عنوان مخاطب وجود نداشت و حتی دیالوگ های بازیگران خطاب به مخاطب به جای برداشتن دیوار چهارم، شکل تعاملی و شورایی به خود می گرفت. علاوه بر وحدت مکانی و موضوعی، وحدت زمان هم در این اثر رعایت می شد؛ کار کاملاً منطبق با قواعد ارسطویی ساختار نمایش و به لحاظ اجرایی، شاهد اجرایی یکدست و به لحاظ داستانی دراماتیک تر بودیم.

نمایش «قاضی» اگر اصول مند بر اساس قواعد تئاتر تعاملی پیش می روفت می توانست اثری موفق در حوزه درام اجتماعی با نگاهی دوباره به مفهوم عدالت و نقش مخاطب در شکل دادن به آن باشد. جایی که دیگر مخاطب به نمایندگی از اجتماع ناظر بر رخداد نبود و در طول اجرا می توانست کنش مندتر عمل کند.

لباس:

انتخاب رنگ لباس‌ها مینیمال، به جا و هوشمندانه بود. رنگ لباس کار آقای ای هم تداعی گر لباس کارگری بود هم در طول نمایش با توجه به آشکار شدن لایه های شخصیت، به صورت نمادین تداعی گر لباس نظامی بود که نشان از خشونت ها و تجاوزات جنگی داشت. رنگ لباس وکیل های طرفین همچون قاظی برگرفته از رنگ های کلاسیک مشکی و سورمه ای تیره بود که به خوبی فضای عاری از احساس بودن این صنف شغلی را نمایش می داد. تنها رنگ گرم لباس شخصیت ها ترکیب لباس خانم ایکس بود که این تنالیته رنگ با هارمونی بازی بازیگر و تنش های رفتاری و تنش های روانی، همراه و همسو بود. ظاهر شیک و وارسته در کنار هم تناسب بودن لباس با اندام بازیگران وکیل ها و خانم ایکس، در کنار لباس کمی گشاد و نامتناسب آقای ایکس به خوبی گویای فاصله ها، وضعیت نابسامان مالی مرد و به هم ریختگی اوضای زندگی فردی اش بود.

اجرای بازیگران:

«عرفان غنی زاده» بازیگر نقش ای یکی از استعدادهای قابل تأمل بازیگری در این نمایش است که به خوبی توانسته است از پس ارائه حس های مختلف از یک شاغل با درآمد پایین و تحقیر شده گرفته تا شوهری با آسیب های روانی و تشنه محبت تا مردی سنتی و پرخواشگر به خوبی بر بیاید. کیفیت حالات، حرکات و چهره در بیان لحظه های مختلف اثر چه در جایگاه متهم و در حال دفاع از خود و چه در جایگاه مردی به دنبال محبت، دقیق، کنترل شده و تحت اختیار بازیگر بود. فارغ از میزانسن هایی که توسط کارگردان طراحی شده بود، کیفیت تن صدای «غنی زاده» با حرکاتش همسو و همراه بود. بخصوص در زمان گفتگو با زن و بازی در سکوت هایی که با نگاه های پریشان و جستجوگرش داشت. بازی های نمایش قاضی یکدست و نویدبخش استعدادهای نوینی در تئاتر هرمزگان هستند که با استمرار فعالیت هنری می توانند جایگاه تثبیت شده ای برای خود پیدا کنند.

آرشام خواجه نژاد و فاطمه سیاهوشی در نقش وکیل ها زوج های موفق این نمایش بودند، که بازی های روان، مکمل و همراه به خوب تنش های بار درام نمایش را پیش می بردند. به نوعی می شود گفت نبض ریتم اجرای اثر را با افت خیزهای بیانی و ضرباهنگی که به اجرا می دادند، نمایش را به یک اثر خوش ریتم با ضرب آهنگ بالا مبدل کرده بودند. اگر صحنه اشک ریخته خواجه نژاد نبود، ما با یک بازی یکدست و روان طرف طرف بودیم، که این بخش از ارائه بازی حسی بازیگر با کارکتر و فضایی که ساخته بود همخوانی نداشت.

بار حسی و کنش های اصلی نمایش بر دوش آذین رفیعی بازیگر نقش خانم ایکس بود که تلاش داشت یک بازی فردی با تکیه بر غریزه حسی خودش را ارائه دهد. برای همین در طول اجرا بار زیادی را به لحاظ حسی متحمل شده بود. بازی کاملاً متناسب و استانداردی داشت اما اگر قدری تجربه بازیگری بیشتری داشت می توانست با این نقش لحظات باشکوه و ماندگاری را خلق کند، هر چند که با همین تجربه اجرایی، بخوبی توانسته بود با مخاطب ارتباط برقرار کند.

سعید صادقی با بازی سرد و خنثی، با گریم بدون مو، کلام بی حس و اضطراب های گاه و بیگاه، چه استرس بازیگر تازه کار باشد چه حرکات ریز حساب شده ی بازیگر، خوش به نقش نشسته بود.

در مجموع همین مقدار بازی برای نقش ها کافی بود، مقداری تجربه کم بود، ولی چیزی اضافه بر کار نبود که درشت نمایی کند و توی ذوق بزند، جز تکرار برخی میزانس ها که کارگردان می توانست با کم دقت و هوشمندی، میزانسن های متنوع تری جز رفت و آمدهای پر شمار خانم ایکس و آقای ای طراحی کند که چالش های فردی فروپاشی حسی زوج از هم گسسته را نشان دهد.

موسیقی:

از اتفاقات خوب اجرا، بازیگر نوازنده اثر بود که تا روی صحنه بود، خبری از موسیقی نبود، و نوای پیانو پالس‌هایی بود که تعویض صحنه‌ها را فقط پر می‌کرد. البته ریتم اجرایی چنان بجا وحساب شده بود که خلاء فقدان موسیقی احساس نمی شد. برای همین باعث شده بود، جلوه های شنیداری اثر از جمله صدای نفس های خانم ایکس، ضربات پای آقای ای به هنگام اضطراب، ضربات چکش قاضی، بهم خوردن اوراق روی میز دستیار قاضی، قدم های گاه پر صلابت و گاه مضطرب وکلا و… بهتر شنیده شده و گوش نواز تر باشد. برخی صحنه ها جای خالی موسیقی زیر صدا برای تقویت بیان تنش های احساسی خانم ایکس احساس می شد که اگر بود شاید با بازی چشمگیرتری مواجه بودیم.

تأویل خط داستانی در اجرا

تم‌: تجاوز؛ با محوریت موضوعی: خشونت جنسی و همسر آزاری

خط داستانی داستانی نمایش «قاضی» وفادار به ساختار درام ارسطویی است. نمایشنامه دارای نقطه آغاز، اوج، فرود، نتیجه گیری و پایان است. وحدت مکان و موضوع رعایت شده، با کمی ظرافت در نگارش متن می شد به وحدت زمان نیز رسیدف هر چند آسیب چندانی به ساختار روایت وارد نشده است. داستان شامل سه بخش تک گویی های زن و مرد به عنوان متهمان، رویدادهای رئالیسم دادگاه و بازگشت به گذشته (فلاش بک) زن و شوهر و شرح ماوقع است. تماشاگران بعنوان هیئت منصفه شاهدان و شنوندگان این روایت ها هستند که حلقه اتصال در زمان حال رخ دادن وقایع را کامل می کنند. اثر اجرایی بین یک نمایش تعاملی بودن یا اجرای کلاسیک درام سرگردان است. از نقطه ابهامات اجرا نحوه شمارش آرای هیئت منصفه (تماشاگران) بود که نتیجه نهایی به عنوان نقطه عطف درام پشت صحنه و دور از چشم مخاطب انجام می شود. اگر این اتفاق بخشی از روند اجرایی صحنه بود و در حضور مخاطب و با کمک تماشاگران شمارش آرا صورت می گرفت دو چندان به تأثیر گذاری اثر و گره گشایی نمایش می افزود.

مخاطب بیشتر درگیر نحوه انتخاب و قضاوت اش می شد و با روابط چندش آور پشت پرده وکلا و سیستم قضا همذات پنداری بیشتری داشت؛ چرا که خود شریک این روابط فاسد پشت پرده بود. و به نوعی ترجیح بند «برو بمیر با این احساس گناهت» تعلیق های هیچکاکی، نمود بیشتری می یافت. از نقشی که تماشاگران -بخصوص مخاطبان خانم حاضر در سالن- داشتند، به هنگام ابراز شادی و دست زدن به هنگام مجرم شناخته شدن آقای ای نباید گذشت که به نوعی مشارکت در تولید معنا بود.

تئاتر تعاملی

و در پایان، ضمن آرزوی استمرار و اجراهای درخشان در آینده برای گروه اجرایی جوان آرسان صفا و آموزشگاه هنرهای نمایشی هزار و یک شب، تئاتر تعاملی شکل نوینی از تئاتر است که شکل‌های سنتی اجرا را گرفته و آن‌ها را به ریشه‌های درون باز می‌گرداند. برای تئاتر تعاملی تعاریف و ویژگی‌های بسیاری نقل شده است. آنچه مسلم است تئاتر تعاملی، نمایش جعبه‌ای نیست که در آن تماشاگران به گونه‌ای منفعلانه بنشینند و به اجرای دیگر بازیگران نمایش چشم بدوزند.در حقیقت تئاتر تعاملی را می‌توان شکلی طرح مدار از تئاتر و شبیه سازی دانست که در قرن چهاردهم میلادی به صورت خانگی اجرا می‌شد. در تئاتر تعاملی تدابیری اندیشیده می‌شود تا هر یک از شرکت کنندگان هم بازیگر باشند و هم تماشاگر و در این راستا هر کدام نقشی را بر عهده بگیرند. در این شیوه اجرا، هر کدام از تماشاگران و شرکت کنندگان در حکم بازیگران تئاتر نیز هستند و در مسیر اجرا سعی می‌کنند سخنان و اعمال خود را به صورت بداهه، بیان نمایند و آن را اجرا کنند تا به هدف‌هایی که برای آن شخصیت طراحی شده است دست یابند. حقیقت این نوع اجرا، تنها در اختیار نمایش نامه نویس و یا کارگردان است. این عامل موجب می‌شود تا در نهایت، گفتگوها و بداهه سازیهای نقش‌های مختلف به نتیجه‌ای برسد و با هر بار اجرا این نتایج متفاوت باشد. به طور کلی و بنا بر آنچه گفته شد تئاتر تعاملی تئاتری ساختار شکنانه است چراکه سعی دارد فاصله بین تماشاگر و بازیگر را حذف نماید و تفاوت میان این دو را به طور کامل از بین ببرد. بنابر این ویژگی‌ها، تئاتر تعاملی تئاتری ساختار شکن به شمار می‌رود.

علیرضا داوری

کارشناس ارشد ادبیات نمایشی

نویسنده، کارگردان، پژوهشگر اسطوره و آیین

 

 

 

ارسال دیدگاه

ثبت خبر