متن آهنگ گل میناب رضا صادقی
کجایی جانِ بابا؟
من همینجام، کنار مدرسه، منتظرِ تو.
چرا زنگ رو نمیزنن؟
بابایی کجایی؟ من خبر ازت ندارم.
چرا کیف و کتابت تکهپارهست؟
چرا نون و پنیرت رو نخوردی؟
نشستم دفتر انشاتو خوندم،
بازم غصهٔ بابایی رو خوردی.
نوشتی: «من که بابام نون نداره،
چروک دست و پاش درمان نداره.»
نوشتی: «قهرمان من بابامه؛
کجایی که بابایی جون نداره؟»
لالا لالا… بخواب بابا، نترسی.
خودم دستاتو پیدا میکنم زود.
چشات کو؟ خندههات کو؟
دم آخر صدام که میزدی «بابا» کجا بود؟
لالایی کن، بخواب… غصه تموم شد،
گل میناب، گل یاسِ کبودم.
تو پرپر شدی و من زنده موندم؛
ببخشید بابای خوبی نبودم.
تو از مردن چی میدونستی بابا؟
نفسات جای کیو تنگ میکرد؟
خدا نگذره از اونی
که یک عمر منو از تو، تو رو از من جدا کرد.
منم ببر از این دنیای نامرد…
دیدگاهها