یادداشت ـ حسین کریمی
به گزارش نسیم ساحل، گاهی یک گفتوگو درباره تئاتر، پرسشهایی را مطرح میکند که میتواند آغاز یک بحث جدی و سازنده باشد؛ اینکه مخاطب تئاتر کجاست؟ چرا مردم باید به سالنهای نمایش بیایند؟ چه باید کرد تا ارتباط تئاتر با جامعه گستردهتر شود؟ اینها پرسشهای مهمی هستند و اتفاقاً تئاتر هرمزگان نیز به چنین پرسشهایی نیاز دارد؛ اما پاسخ دادن به آنها مستلزم دیدن تمام واقعیت است، نه قضاوت درباره تئاتر از دریچه یک جشنواره، یک اجرا یا یک برداشت محدود.
جشنواره، همانطور که از نامش پیداست، رویدادی برای گردهمایی هنرمندان، رقابت سالم، تبادل تجربه و اندیشه و ایجاد انگیزه برای تولید آثار تازه است. طبیعی است که جشنواره آغاز و پایان مشخصی داشته باشد و چند روز برگزار شود؛ اما قرار نیست با پایان جشنواره، تئاتر هم به پایان برسد.
در جشنوارههای تئاتر هرمزگان، بلیت اجراها بهصورت آزاد در سامانه فروش عرضه میشود و مخاطب امکان انتخاب دارد. در بسیاری از اجراها، بلیتها در مدت کوتاهی به پایان میرسد و نمایشها در دو سانس روی صحنه میروند؛ یک سانس با حضور هنرمندان و یک سانس برای عموم مردم. این نکته مهم است؛ مخاطب خودش انتخاب میکند چه نمایشی را ببیند. بنابراین، اگر قرار است درباره میزان استقبال مردم صحبت کنیم، بهتر است به انتخاب و رفتار واقعی مخاطب نیز توجه کنیم، نه اینکه از طرف او درباره علاقه یا عدم علاقهاش به تئاتر تصمیم بگیریم. مگر نه اینکه یکی از نشانههای مهم ارتباط تئاتر با مردم، همین حضور و انتخاب آگاهانه مخاطب است؟
واقعیتهای موجود نیز نشان میدهد که جریان تئاتر در هرمزگان متوقف نشده است. در جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، تئاتر هرمزگان موفقیتهای قابل توجهی به دست آورد؛ حسین اصیلی عنوان کارگردانی برگزیده بخش صحنهای، داود رمضانزاده عنوان کارگردانی برگزیده بخش خیابانی و علی پیلهرام عنوان برگزیده موسیقی را از آن خود کردند. این موفقیتها در کنار حضور و کسب عنوان توسط دیگر هنرمندان استان، بخشی از کارنامهای است که برای شناخت وضعیت تئاتر هرمزگان باید دیده شود.
حتی در شرایط جنگ نیز چراغ تئاتر در هرمزگان خاموش نشد. در همان ایام، هفت نمایش خیابانی در استان تولید و اجرای عمومی داشتند و گروههای نمایشی تلاش کردند ارتباط خود را با مردم حفظ کنند. در همان شرایط، برخی تولیدات نمایشی استان نیز اجرای عمومی داشتند و در رویدادهای خارج از استان حضور پیدا کردند. این یعنی حتی در روزهایی که شرایط برای فعالیتهای فرهنگی و هنری دشوار بود، گروههای تئاتری هرمزگان تولید و اجرا را متوقف نکردند.
این پویایی در سال جاری نیز ادامه داشته است. در شانزدهمین جشنواره ملی تئاتر رضوی در تبریز، نمایش «آهو اگر نهاله…» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا داوری از هرمزگان حضور داشت و موفق شد رتبه دوم نویسندگی و رتبه نخست کارگردانی این جشنواره را کسب کند. همچنین استاد بلوچنژاد نیز در بخش بازیگری موفق به کسب عنوان شد.
در سطح بینالمللی نیز نام هنرمندان هرمزگانی همچنان مطرح است. ابراهیم پشتکوهی، از هنرمندان برجسته تئاتر استان که سالهاست در سطح ملی فعالیت و تولید دارد، در جشنواره تئاتر عراق نیز موفق به کسب عنوان برگزیده شد. در کنار او، هنرمندان دیگری از هرمزگان نیز در جشنوارههای ملی و بینالمللی حضور داشته و برای استان افتخارآفرینی کردهاند.
فعالیت تئاتر هرمزگان حتی به رویدادهای مردمی و آیینهای مذهبی نیز راه پیدا کرده است. در ایام پیادهروی اربعین امسال، نمایش «میناب ۱۶۸» از گروه جولاسک در کربلا و در میان انبوه تماشاگران اجرا شد و مورد تقدیر قرار گرفت. همچنین نمایش «اینجا کربلا» از دیگر تولیدات هنرمندان میناب بود که در مشهد به اجرا درآمد. اینها تنها چند نمونه از اتفاقاتی است که در تئاتر هرمزگان رخ داده و نشان میدهد این حوزه، برخلاف برخی برداشتها، جریانی زنده و پویاست.
اما شاید یکی از مهمترین پاسخها به بحث مخاطب، در خود اجرای عمومی نهفته باشد. برنامه اجراهای عمومی در هرمزگان تا پایان سال بسته شده و گروههای نمایشی برای رسیدن به نوبت اجرا در صف هستند. اگر تئاتر مخاطب ندارد، اگر مردم علاقهای به دیدن نمایش ندارند و اگر سالنهای نمایش خالی است، پس چگونه برنامه اجرای عمومی تا پایان سال بسته شده و گروههای دیگری در انتظار رسیدن نوبت اجرای خود هستند؟ این واقعیتها را باید کنار هم گذاشت.
دو نمایش در سال گذشته در هرمزگان مجموعاً حدود دو میلیارد تومان فروش داشتند. پس از جنگ نیز یکی از نمایشها در چند شب حدود ۱۵۰ میلیون تومان فروش داشت و بیش از هزار و صد نفر به تماشای آن نشستند. اینها فقط خانواده و دوستان عوامل نمایش بودند؟ اگر پاسخ مثبت است، باید پرسید چگونه یک جامعه محدود خانوادگی و دوستانه میتواند چنین تعداد مخاطبی را در سالنهای تئاتر رقم بزند؟ و اگر این افراد مردم هستند، آیا بهتر نیست درباره سلیقه و انتخاب مردم، خود مردم را ملاک قرار دهیم؟
البته همه اینها به معنای بینقص بودن وضعیت تئاتر هرمزگان نیست. تئاتر استان با مشکلات جدی مواجه است؛ کمبود سالن و زیرساخت مناسب، دشواریهای اقتصادی تولید، هزینههای بالای اجرا، محدودیت منابع، تبلیغات و ضرورت حمایت بیشتر از گروهها، موضوعاتی هستند که باید درباره آنها مطالبهگری کرد. اتفاقاً نقد واقعی همینجاست؛ اینکه چگونه میتوان زیرساختها را توسعه داد، سالنهای بیشتری در اختیار گروهها قرار داد، اقتصاد تئاتر را تقویت کرد و مخاطبان بیشتری را با آثار نمایشی همراه کرد.
در کنار تولید و اجرا، آموزش تئاتر نیز در هرمزگان متوقف نشده است. کارگاههای آموزشی در طول سال برگزار میشود و جریان آموزش در استان فعال است. در حال حاضر نیز برگزاری سه کارگاه آموزشی با حضور هنرمندان و مدرسان استان و خارج از استان برنامهریزی و انجام شده است؛ اقدامی که نشان میدهد مسیر آموزش و انتقال تجربه نیز در کنار تولید و اجرا دنبال میشود.
بنابراین، وقتی از وضعیت تئاتر هرمزگان صحبت میکنیم، باید همه این قطعات را کنار هم ببینیم؛ تولید، جشنواره، آموزش، اجرای عمومی، حضور در رویدادهای ملی و بینالمللی، استقبال مخاطبان و البته مشکلات و کمبودهای موجود.
تئاتر هرمزگان قطعاً نیازمند نقد است؛ اما نقدی که به شناخت و اصلاح منجر شود. نقد باید بپرسد چرا سالن کافی نداریم، چرا حمایت از تولید کافی نیست، چرا تبلیغات آثار ضعیف است، چرا اقتصاد گروههای نمایشی دشوار است و چگونه میتوان مخاطب بیشتری جذب کرد.
اما شاید بد نباشد یک سؤال دیگر هم مطرح کنیم: وقتی مخاطب خودش بلیت میخرد، خودش نمایش انتخاب میکند، سالنها را پر میکند و گروهها برای رسیدن به نوبت اجرای عمومی در صف هستند، آیا درست است از طرف مردم درباره علاقه یا بیعلاقگی آنها به تئاتر سخن بگوییم؟
مردم بهترین داورند؛ انتخابشان را میتوان دید، میزان استقبالشان را میتوان اندازه گرفت و حضورشان را میتوان در سالنها مشاهده کرد. تئاتر هرمزگان با همه مشکلاتش همچنان تولید میکند، آموزش میدهد، جشنواره برگزار میکند، اجرای عمومی دارد، مخاطب جذب میکند، در جشنوارههای ملی و بینالمللی حضور پیدا میکند و هنرمندانش برای استان افتخار میآفرینند.
جشنواره چند روز برگزار میشود و تمام میشود؛ اما تئاتر با پایان جشنواره تمام نمیشود. تئاتر را باید در تمام مسیر دید؛ از تمرین و آموزش و تولید، تا جشنواره و اجرای عمومی؛ از سالنهای استان تا صحنههای ملی و بینالمللی.
نقد اگر برای بهتر شدن باشد، باید چراغی برای دیدن راه باشد؛ نه پردهای برای ندیدن واقعیت.
حسین کریمی
دیدگاهها