تصویری روشن از تنوع ژانر و روایت در سینمای امروز ایران. در جشنواره فیلم فجر امسال، فیلمها از درامهای اجتماعی ملتهب تا تریلرهای سیاسی و آثار روانشناختی را شامل میشدند. در این یادداشت، نویسنده نگاهی کوتاه و تحلیلی به برخی آثار ارائه میدهد و نقاط قوت و ضعف آنها را بررسی میکند.
سینمای اجتماعی؛ از حاشیهنشینی تا فساد اقتصادی
حاشیه | محمد علیزادهفرد
فیلم به معضل حاشیهنشینی و کودکربایی میپردازد. داستان با گم شدن یک کودک آغاز میشود. هادی کاظمی و مهران احمدی نقشهای اصلی را بازی میکنند. اثر فضایی پلیسی و جنایی دارد و گاه به شعار نزدیک میشود، اما در پرداخت آسیبهای اجتماعی قابل توجه است.
کارواش | احمد مرادپور
فیلم سراغ پولشویی، رانت و فساد در پوشش خیریهها میرود. امیر آقایی و حسین مهری در آن بازی میکنند. ریتم فیلم تند است و کشمکشها مخاطب را همراه میکند. فیلمنامه ضعفهایی دارد، اما اثر همچنان پرکشش است.
بیلبورد | سعید دشتی
فیلم چهره پشتپرده سلبریتیها را نشان میدهد. داستان درباره بازیگری است که با ربوده شدن دخترش روبهرو میشود. آناهیتا درگاهی نقش اصلی را ایفا میکند. فیلم به ریاکاری مدرن میپردازد، اما انفعال شخصیت اصلی از قدرت درام میکاهد.
تریلرهای معمایی و تجربههای روانشناختی
خواب | مانی مقدم
رضا عطاران در نقشی جدی ظاهر میشود. فیلم شکاف میان عقل و احساس را در زندگی یک زوج مذهبی بررسی میکند. شخصیت اصلی میان واقعیت و خیال سرگردان است. کارگردان نگاه روانشناختی دقیقی ارائه میدهد و این اثر یکی از تجربههای متفاوت جشنواره است.
غوطهور | محمدجواد حکمی
داستان حول یک پرونده جنایی شکل میگیرد. محسن قصابیان نقش پلیسی بیخواب را بازی میکند. بازی او یادآور نقشآفرینی آل پاچینو در فیلم «بیخوابی» است. نیمه اول فیلم گنگ پیش میرود و پایان شعاری آن به اثر آسیب میزند.
قمارباز | محسن بهاری
فیلم روایتی امنیتی و سایبری دارد. داستان در یک خانه میگذرد. کوروش تهامی نقش اصلی را بازی میکند. او ناخواسته وارد یک ماجرای پیچیده میشود. محدودیت لوکیشن ریتم را یکنواخت میکند، اما پایانبندی غافلگیرکننده است.
پروانه | محمد برزوینژاد
فیلم فضایی روانشناختی دارد. مهدی پاکدل و آناهیتا درگاهی نقشهای اصلی را بازی میکنند. داستان درباره مردی است که میان واقعیت و توهم حرکت میکند. فیلم حس تردید را خوب منتقل میکند، اما احتمالاً در گیشه با استقبال گسترده روبهرو نشود.
تقاطع نهایی | سعید جلیلی
داستان در یک دفتر وکالت رخ میدهد. فیلم ایده جذابی دارد و بر عنصر غافلگیری تکیه میکند، اما فیلمنامه انسجام کافی ندارد و روایت کش میآید.
درامهای جادهای و شهری
قایقسواری در تهران | رسول صدرعاملی
پیمان قاسمخانی فیلمنامه را نوشته است. فیلم ترکیبی از فانتزی و واقعیت اجتماعی است. فضای اثر گرم و دلنشین است و شانس بالایی برای موفقیت در گیشه دارد.
اسکورت | یوسف حاتمیکیا
فیلم به پدیده خودروهای قاچاقبر در جنوب کشور میپردازد. امیر جدیدی و هدی زینالعابدین در آن بازی میکنند. اثر ریتم تند و صحنههای جادهای جذاب دارد. دیالوگها گاه شعاری میشوند، اما فیلم مخاطب را جذب میکند.
جهان مبهم هاتف | مجید رستگار
فیلم از تولید ملی و شرکتهای دانشبنیان سخن میگوید. داستان بر اساس زندگی دو کارآفرین مشهدی شکل گرفته است. اثر نگاه صادقانهای دارد، اما ریتم کند آن ممکن است مخاطب عام را خسته کند.
دفاع مقدس و همگرایی ملی
نیمهشب | محمدحسین مهدویان
فیلم یک شب بحرانی در تهران را روایت میکند. داستان از سقوط یک موشک عملنکرده در کنار بیمارستان آغاز میشود. فیلم همگرایی ملی را بدون شعار نشان میدهد. روایت منسجم و کارگردانی دقیق، آن را به یکی از آثار شاخص جشنواره تبدیل کرده است.
کافه سلطان | مصطفی رزاقکریمی
داستان در یک کافه دورافتاده رخ میدهد. فیلم بر بازیهای قوی تکیه دارد. آزیتا حاجیان برای این نقش سیمرغ بلورین گرفت. اثر فضایی انسانی و تأثیرگذار دارد.
پنج فیلم برتر از نگاه نویسنده
۱. نیمهشب – انسجام روایی، کارگردانی حرفهای و تم ملی
۲. کافه سلطان – بازیهای درخشان و اتمسفر انسانی
۳. اسکورت – جذابیتهای ژانر جادهای و سوژه ملتهب جنوب
۴. حاشیه – نگاه دغدغهمند به آسیبهای زیرپوست شهر
۵. خواب – جسارت در انتخاب سوژه و بازی متفاوت رضا عطاران

دیدگاهها